أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

299

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) مىگفتند كه طول آن هشتاد فرسخ و عرض اينچنين . در وى آبهاى روان ، باغ و بستان فراوان ، اشجار و اثمار و مزارع گوناگون ، عمارات عالى ، بناهاى مرتفع ، سرايهاى معمور ، و مواضع خوش و خرّم چندان است كه به وصف و شرح نيايد . چهارپاى از اسب و شتر و گاو و گوسفند چندان است كه در حدّ حصر و احصاء نيايد . مسلمانان را در استخلاص آن مواضع به عون و فضل بارى سبحانه رنجى زياده نرسيد . چون لشكر ما را بديدند ، بترسيدند و خوف و هراس بر آنها چنان مستولى گشت كه هيچ كس جنگى نتوانست كرد و شمشيرى نتوانست كشيد . در مقابل ما خوار و بىمقدار بودند و كس را زهرهء آن نبود كه قدم محاربت پيش گذارد . ملك ايشان كسى فرستاد و صلح خواست ، مال امانى و گزيت قبول كرد . امير المؤمنين عثمان فرمود : ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ و رحمته بعباده المؤمنين . پس ، فرمود تا خمس غنايم جزيره را بر اهل مدينه قسمت كردند و هر كس را به قدر خود نصيبى دادند . و آن كنيزك را جهت خويش نگاه داشت . نائله بنت فرافصه [ 43 ] كه منكوحهء او بود از آن عظيم ناخوشدل گشت و روى ترش نمود . عثمان آن كنيزك را به معاويه باز فرستاد . معاويه آن كنيزك را براى خويش نگاه داشت و تا روز مرگ معاويه در خانهء او بود و معاويه را از او هيچ فرزندى [ 44 ] نيامد . ذكر فتح جزيرهء رودس ( 323 ) چنين گويند كه چون جزيرهء قبرس بر دست معاوية بن ابى سفيان فتح شد و غنايم بسيار بر دست مسلمانان آمد ، معاويه انديشه كرد كه به جزيرهء رودس رود و آن را نيز مسخّر سازد . پس ، در آن معنى نامه‌اى نوشت به امير المؤمنين عثمان و از او اجازت خواست . عثمان جواب نوشت به معاويه بدين منوال : كار دريا خطرى عظيم دارد . نتوان دانست كه عاقبت آن چگونه باشد . مع ذلك اگر عزيمت مصمّم گردانيده‌اى و رأى تو بر آن قرار گرفته كه در دريانشينى و جزيرهء رودس را مسلّم گردانى ، بايد كه احتياط كنى و نيك هشيار باشى و در كلّ احوال تقوا را شعار خود سازى . [ 119 الف ]

--> [ ( 43 ) ] ت . چ : نائله فرافصه . [ ( 44 ) ] ل : پسرى ، س . ش : پسرانى .